پارت 90
پارت 90
ملینا :
امیر اومد بالا
هنوز امیر نیومده بود داخل
ک رهام و دنیا رسیدن
نشسته بودیم توو پذیرایی
دنیا @ یادش بخیر اولین مسافرتو خدایا چقد تباه بود 😂
امیر& من هنوز اون فیلم لب ساحل ک داشتید زور آزمایی میکردیدو دارم 😂
من* یا علی اونو پاک کن تروخدا 😂
رهام # وای چقد خوب بود اون دوران
* دنیا بگم روزای اولو ب رهام؟ میگم اصلا ب ت چ رهام دنیا روزای اول ازت بدش میومد میگف ت ی پسری هستی ک میخوای زنا رو تخریب کنی 😂
# خاک تو سرم از من چی دیدی اینو گفتی 😑😂
@نمیدونم 😂
دوباره زنگ زدن
امیر رفت درو باز کنه
منم پشتش رفتم
بهم گف & مگه قرار نبود فقط رهام و دنیا بیان؟
* خواستم حالا ک مارال و مهردادم تهرانن همه بیان بابات و علی هم میان
مامانم و بابام و مارال و مهرداد و نیکا و سعید اومدن بالا
بعد از چند دقیقه بابای امیر و علی اومدن
مامانم + چقد خوبه همه دور هم جمعیم
#خیلی خوبه واقعا حس خوبیه
داشتم توو آشپزخونه شامو آماده میکردم
رهام اومد کنارم
رهام # کمکت کنم؟ بگم دنیا بیاد؟ تنهایی سختت نیس؟
* چرا سختم باشه؟ ن بابا حالا مگه چند ماهمه اینجوری میکنی 😂
#باش ولی کمک خواستی صدام کن
*باش
وقتی خواستم میزو بچینم همه اومدن کمک
*بفرمایید دیگه ببخشید اگه کم و کسری هس
نشستم کنار امیر
در گوشم آروم گف
&گفتم چقد خوشگل شدی ؟
* ن نگفتی
&خب الان گفتم 😁😂
دستمو گرفت و فشار داد
رهام :
بعد از شام
ملینا همه رو فرستاد بشینن
ملینا &بشینید من اینجا رو مرتب میکنم اصلا رهام هس 😂
من * اره من هستم😂
سریع همه ی ظرفا رو چیدیم توی ماشین ظرفشویی
* بزار خودم درست میکنم ت زیاد تحرک نداشته باش
& بابا بیخیال 😐😂
توی آشپزخونه وایساده بودیم و اروم حرف میزدیم
*الان میگی؟
&اره دیگه من میرم ت نامحسوس کیک و بزار رو میز
* باش
برگشتم دیدم امیر داره نگامون میکنه
*قیافشو 😂
پاشد و اومد سمتمون
امیر #چخبره س ساعته اینجا پچ پچ میکنید
& برای موسسه بود برای ی سری کارا رهام میخواست کمک کنه داشتم درباره ی اون باهاش حرف میزدم
#اها خب بیاید زشته مهمونا تنهان
* اوک میایم
وقتی رفت محکم دستای ملینا رو گرفتم
*الان از ذوق سکته میکنم
& منم خیلی استرس دارم رااااستی
* چیشد؟
& اون دوتا جوراب فسقلیا بود
* وای وای الهی فداش شم خب
& یکیش صورتیه یکیش آبی یکیو بزار این ور کیک و یکی اونطرف
* باش باش بریم؟
&بریم
جلو تر راه افتاد
رفت کنار امیر وایساد
سر مهمونا رو گرم کرد و
منم اروم کیکو روی میز گزاشتم و جورابای فسقلی رو کنارش
رفتم بین ملینا و دنیا وایسادم
ب آنیتا و نیکا تماس گرفتم ک ملینا میخواد ی چیزی بگه و..
باهاشون تماس تصویری کردم
گوشیمو گزاشتم ی جا ک ملینا معلوم باشه
&خب امشب گفتم همتون بیاید ک ی چیزی رو بهتون بگیم بنظرم خوشحال میشید
ی نگا ب من کرد
&ت بگو من نمیگم 😂
* ع ن من نمیگم خودت بگو
دنیا @ بگو دیگه جونمون سر رسید
&باش باش خب
اروم طرف من گف
& برگه دستته؟
*اره اره بیا
از تو جیبم جواب آزمایششو دراوردم
سریع ازم گرفت و
بین دستاش پنهون کرد
نفس عمیق کشید و برگه رو از بین انگشتاش بیرون کشید
ب امیر نگاه کرد و گف
&جواب آزمایشم مثبته
امیر گیج شده بود
اروم بلند شد
برگه رو از ملینا گرفت
ی نگا ب برگه کرد و ی نگا ب جمع و ملینا
امیر دستاشو گزاشت روی صورتش ک اشکاش معلوم نشه
ملینا هم از خوشحالی بغض کرده بود
دنیا منو بغل کرده بود و گریه میکرد
امیر :
از شوق داشتم اشک میریختم
و خداروشکر میکردم
ملینا اومد بغلم کرد
ازم جدا شد و
اشکامو پاک کرد
و گونمو بوسید
ب میز اشاره کرد و گف
& بفرمایید دهنتونو شیرین کنید
رفتیم سمت میز
ب کیک و جورابای فسقلی خیره شده بودم
رهام آهنگ ساحل آرامش آرون افشار رو پلی کرد
من و ملینا پشت میز وایسادیم
چاقو رو برداشتم
ملینا هم دستمو گرف
همه دوربیناشونو گرفته بودن جلوی ما
مارال دویید و دو تا بادکنک برامون آورد
دنیا @ امیر ت آبی رو بردار ملینا صورتی
* باش
همه با صدای بلند شمارش معکوس رو انجام دادن
-سسس دووووو یککککککک
با هم کیکو قاچ کردیم
بهش نگاه کردم
برگشت و با برق توو چشاش
نگام کرد
محکم بغلش کردم
رهام هنوز داشت فیلم میگرفت
جوری بلند آهنگو خوندم ک
همه هم باهام بخونن
* ای ساحل آرامشم لب اگه تر بکنی من خوده دریا میشم با ت دیوونه ترین ادم دنیا میشم ای داد ای داد از عشق
برگشتم سمت ملینا دستشو گرفتم
*این آدم بی ادعا اسمتو میزنه با کل وجودش صدا عشقتو میبره قلب منو تا ناکجا ای داد اییی داد از عشققق
صدای خنده ها و شادیامون توی کل خونه پخش شده بود
جوری غمو یادمون رفته بود ک
انگار تا حالا هیچوقت حسش نکرده بودیم
اینو از خنده های از تهه دل و
برق توی چشم همه میشد خوند
توی اون شلوغی و همهمه
توی خودم رفتم و
از درون نفس کشیدم
نفسی از روی رضایت
این مرحله هم تموم شد
.
.
.
.
&امیر امیییر بای عکس بگیریم دسته جمعی بیااا
رفتم کنار ملینا وایسادم و با ی لبخند بزرگ
خوشحالیمو ب همه نشون دادم
.
.
.
.
.
.
.
.