دنیا:
چشمامو باز کردم دیدم رهام بغل تخت نشسته
اونورم امیر و ملینا تو بغل هم خوابن
ی خورده کش و قوسی ب خودم دادم و
نشستم روی تخت
رهام * سلام یکی ی دونم صبت بخیر
من با یه لبخند جوابشو دادم& صبه تو ام بخیر
*بیا بریم پایین صبونه بخوریم
&باش بزار کارامو بکنم میام
*برو فدات شم فقط زیاد خوشگل نکنیا نگات کنن میدونی چیکار میکنم
&باش بابا 😂
بلند شد و اومد سمتم
موهامو زد پشت گوشم و صورتمو بر انداز کرد
*دیگه نمیزارم ازم دور شی تا بتونم پیدات کنم هزار بار مرگو با چشمام دیدم دیگه ازم جدا نشو
پیشونیشو به پیشونیم چسبوند و چشاشو بست
رفت عقب و دوباره نگام کرد
محکم بغلم کرد
.
.
.
بعد از اینکه کارامو کردم با رهام رفتیم پایین دو تایی صبونه خوردیم
امیر :
چشمامو باز کردم ملینا توی بغلم و مثل فرشته ها خواب بود
چ روز خوبی رو شروع کردم
سرمو چرخوندم و دیدم دنیا نیست
ساعتو نگاه کردم
ساعت ۱۱ و نیم بود
من @ هووووف صبونه هم تموم شد میمردن ما هم صدا کنن
ملینا چشماشو مالید و با صدای گرفته گفت
#چی شده ؟!
پیشونیشو بوسیدم و
@هیچی فدات شم گشنه ای؟!
#وای آره دارم میمیرم از گشنگی
@باش بیا بریم
بلند شدم و ملینا رو بغل کردم
روی دستام خواب بود
با لبخند نگاش میکردم
بردمش دم دسشویی و گزاشتمش زمین
بفرمایید داخل
تو خواب و بیداری تلو تلو خوران داشت میرفت تو
#تو ام بیا
درحالی ک داشتم از خنده منفجر میشدم
خودمو کنترل کردم
چند ثانیه نگاهش کردم تا بفهمه کجا داره میره و
من نباید باهاش برم
لپاش گل انداخت و رفت و درو بست
@اگه بخوای میاماااا مشکلی ندارم 😂
#برو بییییی ادب بی تربیت خیلی بیشوری اصلا منظورم چیز بدی نبود
@باش باش
.
.
.
هر دو تامون آماده شدیم و رفتیم پایین
ملینا یه هودی خاکستری پوشیده بود که خیلی بهش میومد
منم یه تیپ خفن زدم و راه افتادیم
تو راه مثل این زوجایی که تو فیلم خیلی با هم پایه ان
تو ماشین کنسرت گزاشته بودیم و ....
#بیا از این به بعد پایه ترین زوج اینستا و قرن باشیم خییییلی خوبه
@پاااایه ام 😂
رسیدیم به رستوران
خیلی شیپ رفتیم تو و روی یه میز نشستیم
دو یا سه نفر فقط توی رستوران بودن
چند تا عکس با ژستای خنده دار گرفتیم و
ملینا استوریشون کرد
.
.
.
بعد از خوردن صبونه برگشتیم هتل
درحالی که ملینا رو کول کرده بودم
در اتاقو باز کردیم که دیدیم همه اومدن اتاق ما
رهام & چ عجب بیاید ببینیم باید چیکار کنیم
@سلام مستر رهام اَند بروبچ
#هاااای گاااایز
@خب چی شده
دنیا * بیاید بگید چیکار کنیم ملینا خانوم شما مارو کشوندی اینجا بیا نظر بده
ملینا پرید پایین و گفت
#با نظر من باید اول بریم خونه ی ما چون فعلا بابام خونه نیست و تا شب نمیاد بعدش میتونیم با آرش برنامه کنیم و بریم اینور و اونور 😁
@وااااو آفرین عشقم بهترین ایده بود همینو عملی میکنیم پاشید تنبلا
همه با سر و صدای هوف و ای بابا و عجب زندگیه مسخره ای به راه افتادند
دنیا:
رفتیم سمت خونه ی مامان ملینا
توی راه ملینا و امیر واقعا مسخره بازی و کارای چرت میکردند و من و رهام در حال بالا آوردن بودیم
رسیدیم دم خونه ی ملینا و ماشینا رو پارک کردیم و رفتیم سمت خووونه
.
.
.
.
.
.
اینم از پارت شصصصصصصصصصت
به پکرت ۶۰ رسیدیم واقعا بهتون افتخار میکنم که تونستین ۶۰ پارت رمان منو تحمل کنید 😂 و البته ازتون تشکر میکنم که تا اینجا باهام بودین با من با دنیا با امیر با رهام و بقیه ی بچه ها مرسی که حمایتمون کردید ک اگه جایی ضعیف بود با راهنمایی و مهربونیاتون تلاش کردم بهترش کنم امیدوارم بتونم انقد رمان بنویسم و رمانام اونقدر قوی و قشنگ باشن ک همیشه اونا رو دنبال کنید و همراهم باشید
مرسی ک هستید من واقعا واقعا واقعا فقط و فقط و فقط برای شما رمان مینویسم و برای اینکه شما هر سری که پارت میزارم و میگید عالی بود و .... یا وقتی پارت دیر میشه و اعتراض میکنید میییمیرم
واقعا بهترین حس دنیاس برام
باورتون نمیشه چقدر دوستون دارم
عاااااشقتونم آرزوی بهترین هارو براتون دارم
با پارت های بعدی منننننن همراه باشید ( احساس کوم اخبار شبانگاهی ام😂 ببخشید انقد حرف زدم😶❤)