روزی جهانگرد میشوم

۱۳۹۹/۰۱/۳۱، 17:32

آرزویم این بود روزی جهانگرد میشوم
روزی از این بوم و بر راهیه غربت میشوم
 پس نگویید نتوانم روزی رِسم پیش خودم
دله من آنجاست بزارید ک روم سوی خودم 
دله من ک بهر اینجا تنگ نیست 
پس بزارید بروم اینجا برای من نیست 
 میروم بی هر چه در دستم بود  
دستانم خالیست قلبم پر از ماتم بود 

نویسنده: мєℓιηα

غیر ماکانی

۱۳۹۹/۰۱/۲۳، 21:11

خب اینم پست غیییییر ماکانی برای اینکه حوصلمون یکم بیاد سر جاش   بیایید درباره ی هررررر چیزی ک دوست دارید با هم صحبت کنید    و من ی نظر میخوام ازتون ی دفتر جدید خریدم ک خیییییلی دوسش دارم چون طرح و ... همونیه ک میخواستم کلا خیلی دوسش دارم با بقیه ی دفترا متفاوته بعد دارم فکر میکنم باهاش چیکار کنم یعنی توش چی بنویسم ک ب یاد موندنی باشه و خاطره انگیز بشه برام   اینم بگم ک دفتر خاطرات نمیشه چون زیاد اهلش نیستم و ده تا دفتر مخصوصش دارم   تروووخدا کمکم کنید 😫😫😫😫

نویسنده: мєℓιηα

موزیک جدید

۱۳۹۹/۰۱/۲۳، 0:42

ی چیزی آوردم ک مطمعنم خوشحال میشید 

ی بخشی از لایو امیر😁

خیلی کمه ولی 😣

https://www.instagram.com/p/B-nCUfLD7j2/

آقا ی احساسی بهم میگه امیر هم موهاشو هم ریشاشو هم مژه هاشو سپرده دست مسعود و از اونجایی ک از مسعود هیچی بعید نیست زده سر تا پای امیرو رنگ کرده   اگه موافقید بگید خواهش میکنم 🙏🏻

نویسنده: мєℓιηα

پارت ۶۰

۱۳۹۹/۰۱/۱۷، 22:46

دنیا: 

چشمامو باز کردم دیدم رهام بغل تخت نشسته 

اونورم امیر و ملینا تو بغل هم خوابن

ی خورده کش و قوسی ب خودم دادم و 

نشستم روی تخت

رهام * سلام یکی ی دونم صبت بخیر 

من با یه لبخند جوابشو دادم& صبه تو ام بخیر

*بیا بریم پایین صبونه بخوریم 

&باش بزار کارامو بکنم میام 

*برو فدات شم   فقط زیاد خوشگل نکنیا  نگات کنن میدونی چیکار میکنم

&باش بابا 😂

بلند شد و اومد سمتم 

موهامو زد پشت گوشم و صورتمو بر انداز کرد 

*دیگه نمیزارم ازم دور شی     تا بتونم پیدات کنم  هزار بار مرگو با چشمام دیدم   دیگه ازم جدا نشو 

پیشونیشو به پیشونیم چسبوند و چشاشو بست 

رفت عقب و دوباره نگام کرد 

محکم بغلم کرد 

.

.

.

بعد از اینکه کارامو کردم    با رهام رفتیم پایین دو تایی صبونه خوردیم

امیر : 

چشمامو باز کردم   ملینا توی بغلم و مثل فرشته ها خواب بود 

چ روز خوبی رو شروع کردم 

سرمو چرخوندم و دیدم دنیا نیست 

ساعتو نگاه کردم

ساعت ۱۱ و نیم بود 

من @ هووووف صبونه هم تموم شد   میمردن ما هم صدا کنن 

ملینا چشماشو مالید و با صدای گرفته گفت 

#چی شده ؟!

پیشونیشو بوسیدم و 

@هیچی فدات شم     گشنه ای؟!

#وای آره دارم میمیرم از گشنگی 

@باش بیا بریم 

بلند شدم و ملینا رو بغل کردم     

 روی دستام خواب بود 

با لبخند نگاش میکردم 

بردمش دم دسشویی و گزاشتمش زمین 

بفرمایید داخل 

تو خواب و بیداری تلو تلو خوران داشت میرفت تو 

#تو ام بیا  

درحالی ک داشتم از خنده منفجر میشدم 

خودمو کنترل کردم

چند ثانیه نگاهش کردم تا بفهمه کجا داره میره و

من نباید باهاش برم

لپاش گل انداخت و رفت و درو بست 

@اگه بخوای میاماااا مشکلی ندارم 😂

#برو بییییی ادب بی تربیت  خیلی بیشوری اصلا منظورم چیز بدی نبود 

@باش باش 

.

.

.

هر دو تامون آماده شدیم و رفتیم پایین

ملینا یه هودی خاکستری پوشیده بود که خیلی بهش میومد

منم یه تیپ خفن زدم و راه افتادیم

تو راه مثل این زوجایی که تو فیلم خیلی با هم پایه ان 

تو ماشین کنسرت گزاشته بودیم و ....

#بیا از این به بعد پایه ترین زوج اینستا و قرن باشیم خییییلی خوبه 

@پاااایه ام 😂

رسیدیم به رستوران 

خیلی شیپ رفتیم تو و روی یه میز نشستیم

دو یا سه نفر فقط توی رستوران بودن

چند تا عکس با ژستای خنده دار گرفتیم و 

ملینا استوریشون کرد 

.

.

.

بعد از خوردن صبونه برگشتیم هتل

درحالی که ملینا رو کول کرده بودم 

در اتاقو باز کردیم که دیدیم همه اومدن اتاق ما 

رهام & چ عجب بیاید ببینیم باید چیکار کنیم

@سلام مستر رهام اَند بروبچ

#هاااای گاااایز 

@خب چی شده 

دنیا * بیاید بگید چیکار کنیم   ملینا خانوم شما مارو کشوندی اینجا بیا نظر بده 

ملینا پرید پایین و گفت 

#با نظر من  باید اول بریم خونه ی ما    چون فعلا بابام خونه نیست و تا شب نمیاد  بعدش میتونیم با آرش برنامه کنیم و بریم اینور و اونور 😁

@وااااو آفرین عشقم   بهترین ایده بود   همینو عملی میکنیم   پاشید تنبلا 

همه با سر و صدای هوف و ای بابا و عجب زندگیه مسخره ای به راه افتادند 

دنیا:

رفتیم سمت خونه ی مامان ملینا 

توی راه ملینا و امیر واقعا مسخره بازی و کارای چرت میکردند و من و رهام در حال بالا آوردن بودیم

رسیدیم دم خونه ی ملینا و ماشینا رو پارک کردیم و رفتیم سمت خووونه

.

.

.

.

.

.

اینم از پارت شصصصصصصصصصت   

به پکرت ۶۰ رسیدیم  واقعا بهتون افتخار میکنم که تونستین ۶۰ پارت رمان منو تحمل کنید 😂  و البته ازتون تشکر میکنم که تا اینجا باهام بودین  با من با دنیا با امیر با رهام و بقیه ی بچه ها مرسی که حمایتمون کردید ک اگه جایی ضعیف بود با راهنمایی و مهربونیاتون  تلاش کردم بهترش کنم     امیدوارم بتونم انقد رمان بنویسم و رمانام اونقدر قوی و قشنگ باشن ک همیشه اونا رو دنبال کنید و همراهم باشید 

مرسی ک هستید   من واقعا واقعا واقعا فقط و فقط و فقط برای شما رمان مینویسم و برای اینکه شما هر سری که پارت میزارم و میگید عالی بود و .... یا وقتی پارت دیر میشه و اعتراض میکنید میییمیرم 

واقعا بهترین حس دنیاس برام 

باورتون نمیشه چقدر دوستون دارم   

عاااااشقتونم   آرزوی بهترین هارو براتون دارم 

با پارت های بعدی منننننن همراه باشید ( احساس کوم اخبار شبانگاهی ام😂   ببخشید انقد حرف زدم😶❤)

نویسنده: мєℓιηα

ابزار وبمستر

© رمان