پارت ۵۵
ملینا :
عصر شده بود و داشتیم توی پارک قدم میزدیم
دنیا *بریم خونه وسایلامونو جم کنیم
نیلیا & راس میگه همه وسایلامون پخش و پَلاس
رهام ^ باش الان بر میگردیم
راه افتادیم سمت ماشین
هر جا چشم مینداختیم ماشینمون نبود
من پس افتادم
من# واااااااای ماااااااشینم واااااای همه دار و نداااااارم وااااااااای واااااااای بزرگترین یادگاریم
امیر @😬🙄
خودمو تو بغل نیکا ول کردم و عر میزدم
رهام یهو برگشت به امیر گفت
-مطمعنی ما اینجا پارک کردیم ؟ اینجا چند تا پارکینگ داره
@ نمیدونم کجا پارک کردم😐🙄
-یعنی داداش خاعک تو سرت بیاید بریم
رفتیم سمت یه پارکینگ دیگه
.
.
.
.
۳ تا پارکینگ و کامل گشتیم تا ماشینا رو پیدا کردیم
وقتی پیداشون کردیم دوییدم سمت ماشینم
و با جیغ قربون صدقش میرفتم
رو به امیر گفتم
#خودم رانندگی میکنم سوییچو بده
@بفرما
نشستم پشت فرمون
امیر نشست بغلم دنیا و نیلیا و نیکا نشستن عقب
کمربندمو بستم
@ بسم الله رحمان رحیم خدایا خودت بهمون کمک کن
استارت زدم و گزاشتم دنده یک
.
.
.
پامو گزاشته بودم رو گاز و با سرعت ۱۹۰ میرفتم
امیر چسبیده بود به صندلی و اشهدشو میخوند
رفتم تو یه جاده خاکی
ترمز دستی رو کشیدم و یه دور در جا زدم
دخترا یه جیغی کشیدن
رنگشون مثل گچ دیوار
امیر یه لبخندی زد
از ماشین پیاده شد
@واااای هنوز زندم خدایااااا هنوز زندم 😃
منم پیاده شدم
یه چشم غره بهش رفتم
#تو هنوز عادت نکردی انگار اولین بارشونه
@هر چقدر این کارو بکنی من باز اشهدمو میخونم بابا یهو میریم قاطی باقالیا 😐
دخترا پیاده شدن و از خوشحالی قر میدادن و جیغ میکشیدن
خندیدمو گفتم
#نترس نمیریم اصلا تو چرا با ما اومدی باید میرفتی پیش پسرا مث یه خروس تو حموم زنونه 😑
@😐چیز دیگه نمیخوای بگی
#نه همین بسته
گوشی امیر زنگ خورد
@پرهامه
جواب داد
@الو جانم
& بیشوره بووووووووووووووووووووووووق( از نوشتن این قسمت نیز معذوریم😬🙄)
@چتههههههه
&کدوم گوری رفتین سه ساعته داریم دنبالتون میگردیم
@میسیز ملینا مارو آورد تو یه خاکی به خاکمون داد
&بله بله گمشید بیاید ویلا
قط کرد
@الو الو الوووو هووووی
#😂😂😂😂خوب حالتو جا آوردا
@عه واقعا 😈
دویید سمتم بغلم کرد و قلقلکم میداد
#جییییییییییغ وللللم کنننننن وللللللم کن
دخترا هر کی با یه چوب دوییدن سمت امیر
امیر :
ملینا رو زدم زیر بغلم (مانند هندونه 😑)
و دوییدم
دخترا هم با عربده و جیغ و چماغ دنبالم
ملینا دستمو خیلی محکم گاز گرفت
عربده کشیدم و گزاشتمش زمین
@ مرسی عزیزم
# خواهش فدات شم 😁
همشون رفتن سمت ماشین و راه افتادن
@ مننننن پس من چیییییییی
اومدن جلوم وایسادن تا اومدم درو باز کنم رفت جلو تر
دوباره اومدم باز کنم رفت جلو تر
سه باره اومدم باز کنم
پاشو گزاشت رو گاز و رفت
@😐خیلی بی ادبین حسابتونو میرسم
یه تاکسی گرفتم و رفتم سمت ویلا
.
.
.
.
.
دنیا :
داشتیم وسایلامونو جمع میکردیم
امیر رسید
با یه قیافه ی اخمالو اومد بالا و شروع کرد به جمع کردن
ملینا رفت جلوش یه لبخند شیطنت آمیز بهش زد
ولی امیر اصلا نگاش نکرد
ملینا یه نگاه به من کرد
منم با تعجب از کار امیر نگاش کردم
ملینا یه نیشگون ازش گرفت امیر چپ چپ نگاش کرد
ملینا خیلی جدی جلوش وایساد و گفت
# چته تو اه بی جنبه شوخی ام سرش نمیشه
امیر خیلی پوکر زل زد تو چشماش و
@ پخخخخ
#جیییییغ
با مشت میزد تو شکم امیر
امیرم مشتاشو دفع میکرد و میخندید
@واسه من شاخ شدی آره 😂
#اره دوس داشتم 😒
یهو این وسط از پشت یکی دو تا انگشتای اشارشو
فرو کرد توی پهلوم
جیغ کشیدم و برگشتم
رهام بود
رهام * بانو تشریف نمیارید وسایلتونو جمع کنید ؟
من ^ اومدم
.
.
.
.
.
.
یهو صدای زنگ در اومد
ملینا مثل لاک پشت های نینجا از پله ها رفت پایین و
مثل گربه چکمه پوش فرود اومد
دویید سمت در و درو باز کرد
مارال بود
هممون دوییدیم پایین و
مارالو محاصره کردی
^ کجا بودی ؟
# با کی بودی ؟
نیکا * چیکار داشتی ؟
نیلیا & چرا دیر کردی ؟
مارال هممونو هول داد و گفت
- واااای ولم کنید مثه بازپرسا سین جین میکنین آدمو
& جواب میدی یا همین چوب لباسی رو تا ماتحتت فرو کنم 😑
- بیشور بی ادبه بی حیای .........
دخترا رفتیم تو اتاق و درو بستیم
پسرا هم موندن تو پذیرایی
^ خب بگو ببینم چی شد
.
.
.
.
.
.
.
.
خب خب خب
اینم پارت ۵۵ امیدوارم خوشتون بیاد
ی خبر میخوام بدم
ما یه سارا خانومی داریم ک گفتن اگه تا قبل از شنبه (فردا)
پارت ۵۵ رو گزاشتی من اسممو عوض میکنم و هر چی تو بگی میزارم
منم گفتم باش
حالا قبل از شنبه پارتو گزاشتم و میخوام اسم جدیدشو به همه اعلام کنم 😁
این شما و این هم اوس ممد عزییییز😂😂😂😂
اوس ممد بیا اعلام حضور کن بدو